حسين مدرسى طباطبائى

281

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

به حال خود باقى است ليكن در ولايت در مقام اضرار و اذيت داعى مىباشد . استدعا از مرحمت بىكران قبلهء عالم و عالميان آن است كه فرمانى از مصدر شوكت صادر شود كه وظيفهء اين داعى را تمام و كمال عايد كمترين كرده ، به دعاى دولت سلطانى مشغول باشد . باقى امره الاشرف الاعلى الاعلى الاعلى . [ متن فرمان : ] بسم اللّه تعالى شأنه العزيز الملك للّه تعالى - حكم همايون شد كه قرهء باصرهء خلافت كبرى و غرهء ناصيهء سلطنت عظمى خجسته فرزند مسعود نامدار امام ويردى ميرزا صاحب اختيار دار السلطنهء قزوين به عنايت شاهانه قرين مفاخرت بىكران بوده بداند كه چون عالى جناب صاحب عريضه به شرح مسطور متن عرض و در مقام استدعا برآمده است و رعايت جانب سادات عالىدرجات منظور نظر معدلت‌گستر مىباشد لهذا مبلغ هيجده تومان و دو هزار و پانصد دينار تبريزى نقد و مقدار بيست‌پنج خروار به وزن تبريز جنس از بابت ماليات قزوين كه به صيغهء وظيفه در وجه عارض و خدام برقرار بوده در معاملهء هذه السنهء قوى ئيل خيريت تحويل و مابعدها كماكان در وجه او و خدام روضهء متبركهء شاهزاده حسين هذه السنه و مابعده برقرار و عنايت فرموديم كه همه‌ساله بازيافت و صرف معاش خود نمايند . آن فرزند نامدار مبلغ و مقدار مزبور را هرساله در وجه او كارسازى و معطل ندارد كه آسوده‌خاطر به دعاى دوام دولت مشغول باشد . تخلف جايز ندانسته ، در عهده شناسد . تحريرا فى شهر شوال سنهء 1238 .